📖خلاصه داستان تقسیم عادلانه :
محمد و مهدی دو برادر دوستداشتنی هستند که خانهشان پر از شادی و محبت است. مادرشان به مناسبت عید غدیر، یک کیک گرد و خوشرنگ پخته. که عطر و طعم وانیل و شکلات آن هوش از سر میبرد. هر دو برادر با اشتیاق به کیک نگاه میکنند. و میدانند که این کیک شیرین، باید با هم بخورند. اما همینکه نوبت به تقسیم میرسد، یک سؤال بزرگ مطرح میشود: چگونه میتوان این کیک خوشمزه را به شکلی تقسیم کرد که هیچکدام احساس نکنند سهم کمتری بردهاند؟
آنها به دنبال یک راه درست و منصفانه برای تقسیم کیک هستند؛ راهی که در آن حسادت و چشمداشت بیشتر جای خود را به رضایت بدهد. این لحظه کوچک، تبدیل به یک آزمون بزرگ برای درک مفهوم عدالت میشود. آیا باید کیک را از وسط نصف کرد؟ اگر یکی از قطعهها کمی بزرگتر از دیگری درآمد چه؟ داستان محمد و مهدی اینجا آغاز میشود، جایی که آنها یاد میگیرند چگونه با احترام متقابل و توجه به حقوق دیگری، به سهمی برسند که هر دو با لبخند آن را بپذیرند.
👈🏻کتاب تقسیم عادلانه برای کودکانی که همیشه در خانه با خواهربرادرهایشان بر سر سهم بیشتر دعوا دارند، بسیار مناسب و کاربردی است و به آنها میآموزد که عدالت فقط به معنی مساوی تقسیم کردن نیست، بلکه به معنی درک نیاز و احترام به دیگری در هنگام تقسیم منابع است.
