در میان کوچههای آرام شهر، گربهای باهوش به نام «میاو» زندگی میکرد که رؤیایی بزرگ در سر داشت: راهاندازی یک رستوران مخصوص گربهها. او مشاهده کرده بود که خانوادهای که در نزدیکیاش زندگی میکنند، چگونه با نظم و پشتکار، کسبوکار کوچکی را اداره میکنند. میاو با الگوبرداری از آنها، تصمیم گرفت هر تکه غذایی که به دست میآورد. مقدار کمی را برای پسانداز کنار بگذارد؛ این اولین درس کارآفرینی بود: مدیریت منابع و پسانداز برای سرمایۀ اولیه.
پس از ماهها تلاش مداوم و با کمکهای کوچک خانواده، میاو توانست محلی را برای رستوران خود آماده سازد. اما تنها پول کافی نبود؛ او به مهارت نیاز داشت. میاو با پشتکار، فنون آشپزی مخصوص گربهها را آموخت. و با ابتکار، منویی جذاب طراحی کرد. او با هوشمندی، گربههای دیگری را که استعدادهای متفاوتی داشتند. (یکی سریع بود و دیگری در نظافت مهارت داشت)، استخدام کرد و رستوران را به محیطی پویا تبدیل ساخت. رستوران گربهها نه تنها محلی برای غذا خوردن، بلکه نمادی شد از اینکه با تلاش خالصانه، برنامهریزی دقیق و خلاقیت، میتوان روی پای خود ایستاد و حتی دیگران را نیز مشغول به کار کرد. این داستان، درسی شیرین برای کودکان دربارۀ ارزش کار، ابتکار و موفقیت از طریق کارآفرینی است.

