دسته‌بندی نشده

در این دنیا هیچ چیز اتفاقی نیست…

شانس !!!
به نظر شما شانس به چه اندازه موضوعیت دارد و چه مقدار از وجود این شانس به ما بستگی دارد؟ اصلا می شود برای داشتن شانس بهتر تلاش کرد یا خیر؟
در اینجا ما قصد داریم شانس را به عنوان یک معضل که تا حدودى والدين و فرزندان را درگیر کرده است ، برسی کنیم شانس و درگیری های مشابه با آن تا آنجایی پیش رفت که یک بُعد روانشناسی به نام روانشناسی شانس برای آن مطرح کردند و به برسی فلسفه وجودی آن و پیامدها و تاثیرات آن پرداختند.

پرده اول : کلمات مربوطه


با ما همراه شوید تا شماری از رایج ترين كلمات در این حوزه را برسی کنیم.
شانس : هر آن چیزی که غیر قابل پیشبینی و البته غیر قابل کنترل باشد. با این کلمه از آن یاد می کنیم با کمک گرفتن از آمار و احتمال می توان میزان رخداد تصادفی آن را آن هم به صورت نه کاملا دقيق ، براورد کرد. در واقع داریم حدس میزنیم که شاید این اتفاق بیفتد و یا در کا چقد رامکان دارد چنیناتفاق بیفتد که در اکثر موارد به عدد کوچکی می رسیم که می توان به راحتی گفت که هیچ عقل سالمی چنین احتمال کمی را مبنا قرار نمی دهد و به آن اعتماد نمی کند.


بخت و اقبال : اتفاق هایی که آنها را گره میزنند به حرکت ستارگان و جابجایی طبیعی خورشید و ماه و خیلی موارد مشابه دیگر که شاید هیچ پشتوانه علمی ندارد. برخی آنها را به اتفاق های ماورایی ربط می دهند و به تبع برای خوش شانس بودن هم از آنچه تحت عنوان خرافات زبان به زبان پیچیده و به گوش شان رسیده مثل شبدر ۴ برگ ، نعل اسب و … استفاده می کنند.


سرندیپیتی : اتفاق یا کشف بزرگی که پیامدهای جالب و خوبی دارد. همان که در موردش زیاد شنیده ایم منظورم همان فرصت طلایی است که فقط یکبار برای هرکس اتفاق می افتد.
مثل لاتاری که همه فکر می کنن بدون هیچ تلاشی و صرفا با خوردن و خوابیدن و روزگار گذراندن می توانند آن را بدست بیارند.

این نکته را بگویم و برویم به سراغ پرده بعدی.

الکساندر فلمینگ را می شناسید ؟ همان آقایی که اتفاقی پنی سیلین را کشف کرد . بله درست خواندید ، اتفاقی.

به نظر شما اگر من یا شمای نوعی هم بودیم میتوانستیم به همچین کشف بزرگی برسیم و سر بزنگاه متوجه شویم که یک کیک ناگهان و بصورت رندوم وارد آن ظرف آزمایشگاهی شده چقدر می تواند مفید باشد؟ اگر لحظه ای فکر کنیم به این نتیجه می رسیم که نه ، اگر ما بودیم هیچ وقت فکر نمی کردیم که یک کیک بتواند اینقدر مفید باشد، و احتمالا اون لحظه هم خیلی عادی از کنار این اتفاق عبور می کردیم. دقیقا شبیه هزاران اتفاق دیگری که شاهدش هستیم . ولی چون به آنها توجه نمی کنیم و برای مان اهیمتی ندارند خیلی ساده از کنارشان رد میشویم.

پس چه شد که برای فلمینگ همچین اتفاقی افتاد و همراه این کشف یک انقلاب بزرگ در علم پزشکی رخ داد؟

نکته اش همین جاست . فلمینگ در حال کاووش و تحقیق در آن حوزه بوده و به پاس زحماتش توانسته با استفاده از علمی که شبانه روز برای آن زحمت کشیده متوجه این اتفاق بشود و این کشف بزرگ را رقم بزند.

و اما پرده دوم

هیچ چیز شانسی نیست قَالُوا اطَيِّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ
سرنوشت خوب و بدتان پیش خداست.

اگر بخواهیم عدالت خدا و نظر خدا را در این موارد اصل قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که هیچ شانسی دردنیا وجود نداره و هرچه که هست نتیجه تلاش و درطرف مقابل نتیجه سهل انگاری و اهمال کاری های خودمان است. هرچه که هست خواست خدا رو به دنبال دارد.

حالا یعنی چی که خواست خداست . پس چرا برای ما اتفاق نمی افتد؟ یعنی اینکه ای بنده عزیز من اگر همه تلاشت رو کردی و به نتیجه دلخواهت نرسیدی اصلا نا امید و پشیمون نشو، به زودی مزد تلاش هات رو به شکلی میبینی که اصلا باورت هم نمی شود.

از آنجایی که هیچ یک از اعمال و رفتار ما بر خداوند پوشیده نیست و خدا از همه به ما آگاه تر است. پس می آید و پازل تلاش ها و کم کاری هایمان را کنار هم می چیند و اگر ماراسزاوار آن نعمت و دیدن ثمره تلاش هایمان دید، همان معجزه یا فرصت طلایی را برای ما پیش آورد‌.
و اما چه کسی می تواند از آن استفاده کند؟ کسی که به مسیر خود آگاه باشد و قدم های خود را هدفدار و با برنامه ریزی بردارد و در راستای خواسته هایش تلاش کند.
به نظر من این فرصت طلایی همان برکتی است که خدا وعده اش را به ما داده است.

يس عملا وجود شانس رو رد می کنیم و بهتر قبل از اینکه کسی را به خوش شانسی متهم کنیم کمی هم منصفانه به تلاش هایش بپردازیم.

پرده سوم تاثیرات زیادی پرداختن به شانس و کارهایی که برای از بین بردن این مفهوم باید انجام بدهیم.

کودکان: برای سنین زیر ۹ سال که باید بطور شهودی با موارد دست و پنجه نرم کنند ، بهتر است از بازی هایی استفاده کنیم که کمتر مفهوم شانس رو براشون مشخص کنه و تازه این بازی باعث پررنگ تر شدن مفهوم شانس در ذهن شان نشود.

اگر از این سبک بازی های شانسی مثل گل یا پوچ استفاده کنیم باید منتظر عواقب آن هم باشیم. اینکه دیگر کودک همه چیز را به شانس گره بزندو خود برای بدست آوردن آن تلاشی نکند یا مثلا بلافاصله بعد از اولین شکست بخواهد دست از کار بکشد و تسلیم که من شانس ندارم و همیشه همینطور می شود و در واقع تاب آوري او به این ترتیب بسیار کاهش خواهد یافت.

توجه شود که خانواده خیلی به این مفهوم بها ندهد و امور روزمره را به شانس تعبیر نکنند و از انجام کارها و تصمیم گیری ها با بازی های شانسی توسط بچه ها جلوگیری شود.

نوجوانان: برای نوجوانان باید با نگاه علمی و روانشناسی موضوع را برسی کنیم مورد یکه به خوبی گره گشا خواهد بود ، تخليه ذهنی است.
به عبارتی از او بخواهیم تا هر آن چیزی که به شانس تعبیر کرده است را برای ما مطرح کند. بعد باهم ریشه بایی کنیم که این اتفاقات چطور رخ داده و دنبال علت های واقعی آن بگردیم و بتوانیم مفهوم های شانسی که او برداشت کرده است را در کنار یکدیگر نفی کنیم.

0 0 رای ها
امتیازدهی کنید
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها